قرآن: حضرت فاطمهى زهرا(س) تنها زن معصوم اسلام است كه عصمت او ريشه قرآنى و حديثى داشته و تاريخ زندگى پرافتخارش شاهد بزرگي عصمت ايشان است.
در قرآن نام هيچ يك از معصومين(ع) غير از پيامبراسلام(ص) به طور صريح و روشن نيامده است اما آيات زيادي در شأن اهل بيت پيامبر اكرم (ص) است كه حضرت فاطمة الزهرا(س) يكي از مصاديق بارز آن است.
قرآن کریم حضرت زهرا(س) را به نام کوثر نامیده است و در شأن ایشان می فرماید: "انا اعطیناک الکوثر، ما به تو، کوثر و خیر کثیر عطا فرمودیم". خداوند متعال در آيه 33 سوره احزاب، اهل بیت(ع) و ازجمله فاطمه زهرا (س) را معصوم از هر گناه معرفی می کند و می فرماید: "اِنما يُريد الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، همانا خداوند ميخواهد هرگونه پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و شما را از هر عيبي پاك و منزه سازد."
اين آيه شريفه در شأن اهل بيت پیامبر (ص) و از جمله زهرا (س) که یکی از نورهای پنج گانه پاك است، می باشد. پیامبر اكرم (ص) پس از نزول اين آيه به مدت شش ماه هرگاه براي اقامه نماز صبح از كنار خانه حضرت زهرا(س) عبور ميكرد، این آيه را تلاوت ميفرمود تا همگان را از عظمت و شأن اين خاندان آگاه سازد.
فاطمه زهرا (س)، مصداق شب قدر است. "انا انزلناه في ليلة القدر، قرآن را در شب قدر نازل كرديم."
امام صادق (ع) درتفسیر این زمینه می فرماید: "الليلة فاطمةُ والقَدرُ لله؛ فمن عَرَفَ فاطمة حقَّ مَعرفَتِها فَقَد اَدَرك ليلة القَدر." مراد از لیل(شب)، فاطمه و مراد از قدر، خداوند است، هركس فاطمه(س) را آن چنان كه شايسته اوست شناخت پس شب قدر را درك نموده است. درك شب قدر بسيار سخت و مشقت بار است و همچنين شناخت حضرت زهرا(س) همراه با دشواري و سختي است. ليلة القدر ظرف نزول آيات و نعمت هاي الهي است و حضرت زهراء(س) هم ظرف وجودي امامت است.
فاطمة زهرا(س) محور اهل كساء، اول و آخر آنها بود. چنانچه وقتی ملائكه پرسيدند: اين هایی که اين همه براي آنها ارزش قائلي و آسمان و زمين و افلاك و سيارات را براي آنها آفريدي، چه کسانی هستند؟خطاب شد: "فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها"
نام مقدس زهرا سه بار برده شد، فاطمه، پدر فاطمه، شوهر فاطمه، فرزندان فاطمه و اين بزرگترين منزلت فاطمه(س) است که دخت رسول اسلام، همسر اول امام، و مادر دو امام بزرگوار دیگر و نسل پیامبر(ص) از طریق ایشان ادامه پیدا کرد.
حضرت فاطمه زهرا (س)، تنها زن معصوم اسلام است كه عصمت او ريشه قرآنى و حديثى داشته و تاريخ زندگى پرافتخارش، شاهد بزرگ ديگرى در اين مقوله است. فاطمه (س) پيش از آنكه متولد شد، نطفهاش از غذاى پاك بهشتى در صلب پيامبرخدا (ص) و آنگاه خديجه قرار داده شده و در رحم مادر، پناه و انيس او به حساب آمده و هنگام ولادت با فرستادگان غيبى به سخن پرداخته و سپس در مدت محدود حياتش صدها كرامت محيرالعقول نشان داده و همگى اين ها از عصمت آن بانوى گرانقدر حكايت دارد.
آرى فاطمه(س) به عنوان الگو و اسوهى زنان عالم معرفى شده و ديگر زنان، بايد از زندگى بىلغزش او سرمشق بگيرند و شيوههاى تربيتى و اخلاقى و خودسازى را، در آيين عبادى، همسردارى، پرورش فرزند، حقوق اجتماع و مردم و بكارگيرند و آن كنند كه او كرده و آن گونه روند كه او رفته است.
***
گواهى رسول خدا(س) بر عصمت فاطمه(س):
رسول گرامى اسلام در احاديث بسیاری كه از طريق سنى و شيعه نقل شده است، فاطمه(س) را پارهى تن خود معرفى کرده و فرموده است: هركس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و دشمن او دشمن من و خدا است و در حديث ديگرى فرموده است: فاطمه(س) پارهى تن من است، هركس او را اذيت كند، مرا اذيت نموده و كسى كه او را به خشم آورد، من و خدا را به خشم آورده است و بالاخره در گروهى از احاديث، آن هم در منابع معتبر اهل سنت مىخوانيم كه خشم خدا فاطمه(س) و رضايت الهى به رضاى او بستگى دارد.
آنچه از اين گونه احاديث در رابطه با عصمت زهرا استفاده مىكنيم اينكه اگر فاطمه(س) معصوم نبود، چگونه پيامبر خدا(ص) به طور مطلق خشم او را خشم خدا و رضاى او را رضاى الهى معرفى مىكند؟! مگر مىتوان رضا و خشم اشخاص غير معصوم را با رضا و خشم خدا مرتبط دانست؟!
ابن ابىالحديد پس از اعتراف بر اينكه فاطمه(س) از جمله افرادى است كه آيهى تطهير بر عصمت او دلالت دارد در اين باره مىنويسد: پیامبر(ص) می فرماید: فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى و من آذانى فقد آذى اللَّه عزوجل يدل على عصمتها، لانها، لوكانت ممن تقارف الذنوب لم يكن من يوذيها موذيا له على كل حال"
سخن پيامبرخدا(ص) در مورد فاطمه(س) كه مىفرمايند: هركس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده و كسى كه مرا آزار دهد خدا را آزار داده است، دليل بر معصوم بودن فاطمه(س) است زيرا اگر فاطمه(س) غيرمعصوم بود، اذيت او در تمام حالات، اذيت پيامبر(ص) محسوب نمىشد. سخنان پيامبر خدا(ص) بالاتر از عصمت فاطمه(س) را مىرساند كه دانشمندان سنى و شيعه به آن اعتراف دارند.