بارالها محبتشورانگیز آل محمدصلی الله علیه وآله وسلم را در سرشت کائنات با قلم تکوین نگاشتی، به گونهای که هر جا نسیمی عطرآگین میوزد، بوی خوش آل محمدصلی الله علیه وآله وسلم را به مشام میرساند و همانگونه که محبت آنان را در دل قرار دادی، اطاعتشان را نیز واجب کردی (1) و آنان را برای اقامه قسط و عدل وداد،ازآغاز وجودتا روز رستاخیز،برانگیختی. (2)
نجات یافتگان کسانی هستند که برکشتی محبت اهل بیتعلیهم السلام نشستهاند و این تنها وسیلهای است که آنها را به ساحل نجات میرساند و تنها این گروه رستگارانند.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به ابوبرزه فرمود: «یا ابابرزة، ان ربالعالمین عهد الی عهدا فی علی ابن ابیطالبعلیه السلام فقال انه رایة الهدی و منار الایمان و امام اولیائی و نور جمیع من اطاعنی»(3); ای ابابرزه! همانا پروردگار جهانیان درباره علیعلیه السلام، با من پیمانی بست و فرمود: «اوست پرچم هدایت و نشانه ایمان و امام اولیای من و نور تمام کسانی که مرا اطاعت کردند.»
و نیز حضرت رضاعلیه السلام فرمود:«نحن نور من تبعنا» (4) ; ما نور کسانی هستیم که پیرو ما باشند.
1-قال الله تعالی: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا» (5) ; «کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، بزودی خدای رحمان برای آنان محبتی (در دلها) قرار میدهد.»
گر چه مسلم است که این آیه، مربوط به همه ایمان آورندگان است، ولی مفسرین شیعه و سنی، شان نزول این آیه را درباره علیبنابیطالبعلیه السلام دانستهاند. شبلنجی از نقاش نقل کرده که این آیه درباره علیابنابیطالبعلیه السلام نازل شده است (6) . سبطبن جوزی در ذکر فضایل آن حضرت از ابن عباس نقل کرده: «و هذا الود جعله الله لعلیعلیه السلام فیقلوب المؤمنین»; خداوند این دوستی در دل مؤمنین را برای علیعلیه السلام قرار داده است. (7)
علامه امینی در کتاب الغدیر، بسیاری از منابع و مصادر این مطلب را از کتب اهل سنت آورده است (8) و نیز از مجمعالبیان نقل کرده که ابن عباس درباره علیعلیه السلام گفته است: مؤمنی نیست مگر آن که در قلبش محبت آن حضرت وجود داشته باشد.
وی از تفسیر ابو حمزه از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به علیعلیه السلام فرمود، بگو: «اللهم اجعل لی عندک عهدا و اجعل لی فیقلوب المؤمنین ودا»; خدایا برای من نزد خودت عهد و پیمانی قرار بده و محبت مرا در دلهای مؤمنان زیاد کن. در ادامه حدیث آمده است که علیعلیه السلام پس از آن که این دعا را قرائت فرمود، آیه زیر نازل شد.
2-قال الله تعالی: «قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا» (9) ; ای رسول! بگو من هیچ پاداشی از شما به ازای رسالتم درخواست نمیکنم، جز دوست داشتن نزدیکانم. و هر کس عمل نیکی انجام دهد بر نیکیاش میافزاییم.
در تفسیر مجمعالبیان، شان نزولی برای آیه فوق، از پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است که حاصلش چنین است: هنگامی که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم وارد مدینه شد و پایههای اسلام محکم گردید، انصار گفتند: ما خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم میرسیم و عرض میکنیم: اگر مشکلات مالی پیدا شد، این اموال ما بدون هیچ گونه قید و شرط در اختیار تو قرار دارد، هنگامی که این سخن را خدمتش عرض کردند، آیه «قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی...» نازل شد و پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم این آیه را بر آنها تلاوت کرد، سپس فرمود: نزدیکان مرا بعد از من دوستبدارید. آنها با خوشحالی و رضا و تسلیم از محضرش بیرون آمدند، اما منافقان گفتند: این سخنی است که او بر خدا افترا بسته و هدفش این است که ما را بعد از خود در برابر خویشاوندانش ذلیل کند، آیه بعد نازل شد: «ام یقولون افتری علی الله کذبا» و به آنها پاسخ گفت. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به سراغ آنها فرستاد و آیه را بر آنها تلاوت کرد، گروهی پشیمان شدند و گریه کردند و سخت ناراحت گشتند، آیه سوم نازل گردید: «و هو الذی یقبل التوبة عن عباده». (10)
مفسران در تفسیر این آیه بحثهای فراوانی دارند که روی هم رفته برای آیه چهار تفسیر معروف وجود دارد:
1-همانطوری که اشاره خواهد شد، منظور از ذویالقربی، نزدیکان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است و محبت آنها وسیلهای استبرای قبول امامت و رهبری ائمه معصومینعلیهم السلام از دودمان آن حضرت و پشتوانهای بر ادای رسالت.
جمعی از مفسران نخستین و تمام مفسران شیعه این معنی را برگزیدهاند.
2-منظور این است که اجر و پاداش رسالت، دوست داشتن اموری است که شما را به «قرب الهی» دعوت میکند.
این تفسیر که جمعی از مفسران اهل سنت آن را انتخاب کردهاند، به هیچ وجه با ظاهر آن سازگار نیست; زیرا در این صورت، معنی آیه چنین میشود که از شما میخواهم که اطاعت الهی را دوستبدارید و مودت آن را به دل بسپارید، در حالی که باید گفته شود، من از شما اطاعت الهی را میخواهم(نه مودت اطاعت را).
علاوه بر این، در میان مخاطبین آیه کسی وجود نداشت که دوست نداشته باشد به خدا نزدیک شود. حتی مشرکان نیز علاقه داشتند که به خدا نزدیک شوند و اصولا عبادت بتها را وسیلهای برای این کار میپنداشتند.
3-منظور این است که شما بستگان خودتان را به عنوان پاداش رسالت دوستبدارید و صله رحم بجا آورید.
با این تفسیر، هیچ تناسبی میان رسالت و پاداش آن وجود ندارد; زیرا دوست داشتن بستگان خود، چه خدمتی به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم میتواند باشد؟ و چگونه ممکن است اجر رسالت قرار داده شود؟!
4-منظور این است که پاداش من این است که خویشاوندی مرا نسبتبه خود محفوظ دارید و به خاطر این که با اکثر قبایل شما رابطه خویشاوندی دارم، مرا آزار ندهید (زیرا پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم از طریق نسبی با قبایل قریش ارتباط داشت و از طریق سببی (ازدواج) با بسیاری از قبایل دیگر و از طریق مادر با جمعی از مردم مدینه از قبیله بنیالنجار و از طرف رضاعی به قبیله بنی سعد).
این تعبیر بدترین معنایی است که برای آیه شده است; زیرا درخواست اجر رسالت از کسانی است که رسالت او را پذیرا شدهاند و هر گاه کسانی رسالت را پذیرا شوند، دیگر نیازی به این بحثها نیست. آنها پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را به عنوان فرستاده الهی احترام میگذارند، و دیگر احتیاجی ندارد که به خاطر قرابت و خویشاوندیاش او را محترم بشمرند; زیرا که احترام ناشی از قبول رسالت ما فوق همه اینهاست.
در واقع این تفسیر را باید از اشتباهات بزرگی شمرد که دامان بعضی از مفسران را گرفته و مفهوم آیه را بکلی مسخ کرده است.
در اینجا، برای اینکه به حقیقت محتوای آیه آشناتر شویم، بهترین راه آن است که از آیات دیگر قرآن کمک بگیریم. قرآن مجید میخوانیم:
الف: «و ما اسئلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین»(11) ; پیامبران میگفتند: پاداشی از شما در برابر دعوت رسالت نمیخواهیم و پاداش ما تنها بر پروردگار عالمیان است و در مورد شخص پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله وسلم نیز تعبیرات مختلفی دیده میشود.
ب: در سوره سبا، آیه 47 آمده است: «قل ما سئلتکم من اجر فهولکم ان اجری الا علی الله»; بگو پاداشی را که از شما خواستم، تنها به سود شماست. اجر و پاداش من فقط بر خداوند است.
ج: «قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» (12) ; بگو من در برابر ابلاغ رسالت هیچ گونه پاداشی از شما مطالبه نمیکنم، مگر کسانی که بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند.
د: در سوره ص، آیه 86 آمده است: «قل ما اسئلکم علیه من اجر و ما انا من المتکلفین»; من از شما پاداشی نمیطلبم و چیزی بر شما تحمیل نمیکنم.
هر گاه این آیات را با آیه مورد بحث در کنار هم بگذاریم، نتیجهگیری از آن آسان است; در یکجا به کلی نفی اجر و مزد میکند. در جای دیگر میگوید: من تنها پاداش از کسی میخواهم که راهی به سوی خدا میجوید و در مورد سوم میگوید: پاداشی را که از شما خواستهام، برای خود شماست.
و بالاخره در آیه مورد بحث میافزاید: مودت در قربی پاداش رسالت من است، یعنی من پاداشی از شما خواستهام که این ویژگیها را دارد. مطلقا چیزی نیست که نفعش عاید من شود، صددرصد به سود خود شماست و چیزی است که راه شما را به سوی خدا هموار میسازد.
به این ترتیب، آیا جز مساله ادامه مکتب و خط پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به وسیله رهبران الهی و جانشینان معصومش که همگی از خاندان او بودهاند، امر دیگری میتواند باشد؟ منتها چون مساله مودت پایه این ارتباط بوده، در این آیه، با صراحت آمده است. جالب این که غیر از آیه مورد بحث، در قرآن مجید، در پانزده مورد دیگر کلمه «القربی» به کار رفته که در تمام آنها به معنی خویشاوندان و نزدیکان است. با این حال معلوم نیست چرا بعضی اصرار دارند که «قربی» منحصرا در اینجا به معنای «تقرب الی الله» بوده است و معنای ظاهر و واضح آن را که در همه جای قرآن بدان معنا به کار رفته است، کنار میگذارند؟ این نکته نیز قابل توجه است که در پایان همین آیه مورد بحث میافزاید: آن کسی که عمل نیکی انجام دهد، بر نیکی عملش میافزاییم; زیرا خداوند آمرزنده و شکرگزار است و به اعمال بندگان جزای مناسب میدهد: «و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا ان الله غفور شکور». (13)
چه حسنهای از این برتر که انسان خود را همیشه در زیر پرچم رهبران الهی قرار دهد، حب آنها را در دل گیرد و خط آنها را ادامه دهد. در فهم کلام الهی آنجا که مسائل برای او ابهام پیدا کند، از آنها توضیح بخواهد، عمل آنها را معیار قرار دهد و آنها را الگو و اسوه خود سازد.
در شماره آینده، به نقل و بررسی روایتی که در تفسیر این آیه آمده است، میپردازیم.
ادامه دارد..........
پینوشت ها:
1-اذن دخول حرم معصومینعلیهم السلام.
2-اذن دخول حرم معصومینعلیهم السلام.
3-علامه امینی، الغدیر، ج10، ص278.
4-تفسیر قمی، ج2، ص104، (ذیل آیه 35 سوره نور).
5-مریم / 96.
6-شبلنجی، نورالابصار، ص112.
7-سبط بن جوزی، تذکرة، ص10.
8- علامه امینی، الغدیر، ج2، ص55 و 56.
9-شوری / 23.
10-طبرسی، مجمع البیان، ج9، ص29.
11-شعراء، آیات 109، 127، 145،164،180.
12-فرقان / 57.
13-شورا / 23.
منبع:کتاب انوارالهی،فصل سوم،نوشته سیدعلی حسین درخشان،
