تبليغاتX
 عترت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم
پیامبر(ص)فرمود:«انى تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى اهل بیتی وانهمالن یفترقاحتی یرداعلی الحوض»

وجودم نخل از غم بارور بود

تمام حاصلم خون جگر بود

ز هر شاخه هزاران میوه دادم

همانا پاسخم نیش تبر بود

دلم از طفل بر پستان مادر

به دیدار اجل مشتاق‎تر بود

اگر چه شاخه‎هایم را شکستند

به هر شاخه هزارانم ثمر بود

چه باک از تیغ زهرآلود دشمن

علی یک عمر در کام خطر بود

هزاران زخم در دل داشتم من

که بس کاری‎تر این زخم سر بود

به جان فاطمه آنکه مرا کشت

نه تیغ ابن ملجم، میخ در بود

هزاران استخوان بودم گلوگیر

هزاران نیش خارم در بصر بود

به هر اهم هزاران زخم فریاد

به هر زخمم هزارن نیشتر بود

تو ای قاتل مرا کشتی نگفتی

علی یک عمر غمخوار بشر بود

زدی شمشیر بر فرق امامی

که حتی مهربان‎تر از پدر بود

به اشک و خون دل بنویس "میثم"

علی از فاطمه مظلوم‎تر بود

                                                             "حاج غلامرضا سازگار"

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:44 توسط بنی فاطمه |

يكى از وظايفى كه بر عهده شيعيان نهاده شده، «شناخت پيشوا و رهبر» مى‏باشد. در يك نگاه كلّى دو راه براى شناخت امام وجود دارد: از ديدگاه احاديث اهل تشيّع و از ديدگاه احاديث اهل تسنّن. در اين نوشتار سعى شده از ديدگاه اهل سنّت گوشه‏اى از شخصيت ممتاز امام زين العابدين عليه‏السلام به پيشگاه شما سروران گرامى تقديم شود.

در يك نگاه

«ذهبى» دودمان آن حضرت را اين گونه مى‏نويسد: على فرزند حسين فرزند على بن ابى طالب فرزند عبد المطلب فرزند هاشم فرزند عبد مناف مى‏باشد.1

كنيه ايشان ابوالحسن، ابوالحسين، ابو محمّد و ابو عبداللّه است.2

لقب ايشان زين العابدين، سجّاد، هاشمى، علوى، مدنى، قرشى، على اكبر3 و برخى ايشان را على اصغر4 دانسته‏اند.

به ايشان «ابن الخيرتين» نيز مى‏گويند، به خاطر اين كه پيغمبر فرمود: خداوند متعال از ميان بندگان خود، دو گروه را برگزيده است؛ از ميان عرب، قريش و از عجم، فارس را برگزيد.5 پدر بزرگوار امام سجّاد از قريش و مادر ايشان از ايران مى‏باشد، لذا به ايشان فرزند دو خير مى‏گويند.

«ذوالثَّفنات» لقب ديگرى است كه به آن حضرت داده‏اند. چرا كه ايشان بر اثر عبادت و نماز بسيار، جايگاه‏هاى سجده‏اش همانند زانوى شتر پينه بسته بود.6

پدر بزرگوارش حسين بن على و مادرش دختر يزدگرد سوم مى‏باشد. در نام مادرش اختلاف است برخى ايشان را سلاّفه، سلاّمه، غزاله و شاه زنان ناميده‏اند.7

 آن حضرت در سال 38 هجرى در مدينه به دنيا آمد و در دوران خلافت وليد بن عبدالملك به شهادت رسيده و بدن مطهّرش در قبرستان بقيع كنار قبر عموى گرامى‏اش امام حسن مجتبى به خاك سپرده شد.8 در سال شهادت وى ميان مورّخان اختلاف است؛ برخى سال شهادت را 929، 9310، 9411، 9512، 9913 و 10014 هجرى مى‏دانند.

سالى كه امام در آن رحلت نمود را سال «سَنَةُ الفقهاء» ناميدند به دليل اين كه در اين سال بسيارى از فقهاى مدينه رحلت كردند.15

امام سجاد از لحاظ طبقه رجال حديث، از تابعين بوده16 و از طبقه دوم17 مى‏باشد ولى برخى ايشان را از طبقه سوم مى‏دانند.18

جايگاه علمى و حديثى ايشان بدين صورت است كه تمام صحاح ششگانه (صحيح بخارى، صحيح مسلم، جامع الصحيح ترمذى، سنن ابو داود، سنن نسائى، سنن ابن ماجه) و مسانيد اهل تسنّن از ايشان حديث نقل كرده‏اند. بخارى در كتاب خود در ابواب تهجّد، نماز جمعه، حج و بعضى از مسائل تاريخى19 و مُسلم نيز در كتاب خود در مباحث صوم، حج و فرائض، فِتَن، ادب و ساير مسائل تاريخى از امام سجّاد عليه‏السلام حديث نقل كرده‏اند.20

ذهبى مى‏نويسد: ايشان از بسيارى از بزرگان حديث نقل كرده است: از پيامبر و امام على بن ابى طالب به صورت مرسل، از حسن بن على، حسين بن على (پدرش)، عبداللّه بن عباس، صفيّه (امّ‏المؤمنين)، عايشه، ابو رافع. و متقابلاً افرادى چون: محمّد بن على (امام باقر)، زيد بن على، ابو حمزه ثمالى، يحيى بن سعيد، ابن شهاب زهرى، زيد بن اسلم و ابوالزناد از وى حديث نقل كرده‏اند.21

آشناي حِلّّ و حرم

در يكى از ايّام، هشام بن عبدالملك (قبل از خلافت وى) به زيارت خانه خدا آمده و قصد تبرّك جستن به حجر الاسود را داشت كه بر اثر ادحام جمعيت به عقب رانده شد و با همراهان خود به گوشه‏اى از حرم رفته و از دور نظاره گر خيل جمعيت بوده كه ناگهان ديدند امام زين‏العابدين عليه‏السلام به طرف حجر الاسود مى‏رود و مردم به احترامِ ايشان راه را باز كرده و امام توانست حجر الاسود را استلام كند. يكى از اطرافيان هشام كه از دمشق آمده بود و آن شخص را نمى‏شناخت، از هشام پرسيد: اين شخص كيست؟ هشام با اين كه او را مى‏شناخت اظهار بى اطلاعى كرد. در اين هنگام ابوفراس فرزدق (م 110 ه.) گفت: من او را مى‏شناسم و در وصف امام چنين سرود:

هذا الذى تعرف البطحاء و طأته  و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم

هذا ابن خير عباد اللّه كلّهم  هذا التّقىّ النّقىّ الّطاهر العَلَم...29

عبدالرّحمن جامى (898 ق.) اين جريان را چنين به نظم در آورده:

پور عبدالملك بنام هشام
در حرم بود با اهالى شام
مى‏زد اندر طواف كعبه قدم
ليكن از ازدحام اهل حرم
استلام حجر ندادش دست

  بهر نظاره گوشه‏اى بنشست

ناگهان نخبه نبىّ و ولى
زين عُبّاد بن حسينِ على
در كساء بها و حلّه نور
بر حريم حرم فكند عبور
هر طرف مى‏گذشت بهر طواف
  در صف خلق مى‏فتاد شكاف
زد قدم بهر استلام حجر
 گشت خالى زخلق راه و گذر
شامى كرد از هشام سؤال
كيست اين، با چنين جمال و جلال
از جهالت در آن تعلّل كرد
وز شناساييش تجاهل كرد
گفت: نشناسمش، ندانم كيست
 مدنى يا يمانى يا مكّى است
بوفراس، آن سخنور نادر
  بود در جمع شاميان حاضر
گفت: من مى‏شناسمش نيكو
  زو چه پرسى، به سوى من كن رو
آن كس است اين كه مكّه و بطحا
  زمزم و بوقبيس و خيف و منا
حرم و حلّ و بيت و ركن حطيم
  ناودان و مقام ابراهيم
مروه مسعى صفا حجر عرفات
طيبه و كوفه كربلا و فرات
هر يك آمد به قدر او عارف
 بر علوّ مقام او واقف...30

 گوشه‏اى از فضايل و احوالات

احترام به مادر

ابن خلّكان مى‏نويسد: با اين كه مادر وى كنيز بوده، زين العابدين بسيار به ايشان محبت و نيكى مى‏كرد تا آنجا كه به ايشان گفتند: تو برترين مردمى هستى كه به مادرت نيكى مى‏كنى ولى چرا با وى سر يك سفره نمى‏نشينى؟ وى در پاسخ گفت: «از آن مى‏هراسم كه لقمه‏اى را برداشته و مادرم به آن نظر داشته باشد.»79

عبادت وى

مالك بن انس مى‏گويد: على بن حسين در شبانه روز هزار ركعت نماز مى‏خواند تا اين كه از دنيا رحلت كرد. لذا به ايشان «زين‏العابدين» مى‏گويند.80

ابن عبد ربّه مى‏نويسد: هنگامى كه على بن حسين آماده نماز مى‏شد، لرزه عجيبى وجودش را فرا مى‏گرفت. از ايشان در اين باره سؤال شد، فرمود: «واى بر شما! آيا مى‏دانيد كه من در برابر چه كسى مى‏خواهم بايستم و در برابر چه كسى مى‏خواهم مناجات كنم؟!»81

ابى نوح انصارى مى‏گويد: روزى منزل على بن حسين در حالى كه وى در حال سجده بود، آتش گرفت؛ مردم به وى مى‏گفتند: يابن رسول اللّه! آتش. ولى ايشان سر از سجده برنداشت تا آتش را خاموش كردند. به وى گفتند: چرا خود را نجات ندادى؟ فرمود: «آتش جهنّم مرا از اين كار بازداشت.»82

ابن سعد مى‏نويسد: هنگام وضو گرفتن رنگ چهره‏اش زرد مى‏شد. علت امر از ايشان سؤال شد، فرمود: «آيا مى‏دانيد در برابر چه كسى مى‏خواهم بايستم؟!»83

مالك بن انس مى‏گويد: هنگامى كه على بن حسين احرام مى‏بست، لبيّك اللّهمّ لبيّك را قرائت كرد و در همان لحظه، بيهوش شده و از مركب خود به زمين افتاد.84

امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: پدرم در شبانه روز هزار ركعت نماز مى‏خواند. هنگام وفات گريان بود، به او گفتم: چرا گريه مى‏كنيد؟ پدرم فرمود: «اى فرزند! در روز قيامت هيچ ملك مقرّبى و هيچ نبىّ مرسلى باقى نمى‏ماند مگر اين كه خواست و مشيّت خداوند بر آنها حاكم است؛ اگر بخواهد، عذاب مى‏كند و اگر بخواهد، مى‏بخشد.»85

همچنين امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: هنگامى كه سخن از مرگ و آخرت به ميان مى‏آمد، پدرم آنقدر گريه مى‏كرد كه از گريه ايشان تمامى اطرافيان مى‏گريستند.86

طاووس مى‏گويد: شنيدم على بن حسين در سجده چنين مى‏گفت: عُبَيدُكَ بفنائك مسكينك بفنائك فقير ياربّ سائلك بفنائك.

طاووس مى‏گويد: اين جملات را حفظ كردم و هرگاه به مشكلى بر مى‏خوردم و اين دعا را مى‏خواندم، مشكلم حل مى‏شد.87

زيد بن اسلم مى‏گويد: يكى از دعاهاى على بن حسين اين است كه: «خداوندا! مرا به خودم وامگذار و مرا به خلق خود وامگذار كه ذليلم مى‏كنند.»88

كمك به فقرا

ابو حمزه ثمالى  مى‏گويد: على بن حسين شبانه مقدارى غذا بر دوش خود گذاشته و در تاريكى شب به صورت مخفيانه به فقرا مى‏رساند و مى‏فرمود: «صدقه‏اى كه در تاريكى شب داده شود، غضب خداوند را خاموش مى‏كند.»89

امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: پدرم دو مرتبه اموالش را در راه خدا داد و مى‏فرمود: «خداوند، مؤمن گنه كارِ پشيمان را دوست دارد.»90

محمد بن اسحاق مى‏گويد: مردم مدينه زندگى مى‏كردند و نمى‏دانستند معاش آنها از كجا تأمين مى‏شود؛ اما با رحلت على بن الحسين غذاى شبانه آنان قطع شد.91

شيبة بن نعامة مى‏گويد: بعد از وفات على بن حسين فهميده شد 100 خانوار را در مدينه اداره مى‏كرد.92 با اين حال، امام سجاد عليه‏السلام يك درهم نيز از بيت المال براى خود استفاده نمى‏كرد.93

عمر بن ثابت مى‏گويد: هنگامى كه على بن حسين رحلت كرد، روى كمر آن حضرت پينه‏هاى زيادى بر اثر حمل غذا براى فقرا ديده شد.94

حلم و كرم

عبدالرّزاق مى‏گويد: كنيز على بن حسين در هنگام شستن دست امام، ناگهان ظرف آب از دستش به صورت حضرت افتاد. امام با حالت ناراحتى به كنيز نگاه كرد، كنيز گفت: خداوند متعال مى‏فرمايد: «والكاظمين الغيظ» امام فرمود: خشم خود را فرو بردم. كنيز در ادامه گفت: «والعافين عن النّاس»امام فرمود: خداوند تو را ببخشد. كنيز در ادامه گفت: «واللّه يحبّ المحسنين»امام فرمود: برو تو آزاد هستى.95

به ياد كربلا

امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: از پدرم درباره بسيار گريستن وى سؤال شد، فرمود: «مرا ملامت نكنيد، يعقوب عليه‏السلام يكى از فرزندانش از او دور شد، آنقدر در فراق وى (يوسف) گريست تا چشمانش سفيد شد در حالى كه نمى‏دانست زنده است يا مرده؛ اما من ديدم چهارده نفر از اهل بيت ما را در ظهر عاشورا ذبح مى‏كردند، آيا ناراحتى و اندوه آنان از قلب من بيرون خواهد رفت؟!»96

نتيجه

آنچه كه از ميان اقوال و نظرات گوناگون اهل تسنّن پيرامون امام سجاد عليه‏السلام مطرح شده، ايشان يكى از شخصيت‏هاى بى‏نظير و برجسته فقهى، اخلاقى در دوران خويش بوده كه اين نكته در كلام شمس‏الدّين ذهبى كاملاً مشهود است. وى امام را به خاطر جايگاه والاى علمى، اخلاقى، تدبير و دورانديشى، مستحقّ امامت و زعامت امر مسلمين مى‏داند: «و كان له جلالة عجيبة و حُقّ له واللّه ذلك فقد كان اهلاً للامامة العظمى لشرفه و سؤدده و علمه و تألّهه و كمال عقله.»97

پی نوشت هاموجودمی باشد

مطالب مرتبط:

۱-پاکی خجل از تو

۲-سالار شهیدان‌ به‌ روایت‌ معصومین علیهم السلام

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:37 توسط بنی فاطمه |

آمده بود به خانه ... رنجور از روزگار ريا و رنگ به رنگي.
آمده بود دلخسته از عهد خيانت و خودخواهي و البته خجل از روي همسر بيمارش.
دوان دوان هم آمده بود.
از مسجد تا خانه گلي‌اش را يکسره دويده بود. در این مسیر کوتاه ِ بلند ،گودال های کوچک کوچه های مدینه، سردار مظفّر خیبر و خندق ، همو که نامش لرزه بر تن دشمنان دین محمد (ص) می افکند را بارها به زمین زده و شاید حتّی عبای علی را از دوشش انداخته بود.
فرزند مظلوم و ارشدش، بدحالي مادرشان را به او ابلاغ کرده بود. شايد علي(ع) در تمام مسير، به ياد روزي بود که رسول مهربان خدا (ص) دست لطيف زهرا(س) را در دست یداللّهی او نهاده بود و به قول امروزي‌ها فرموده بود: «علي جان، جان تو و جان فاطمه».

به شادابي و نشاط فاطمه در آن روز باشکوه مي‌انديشيد و به چهره تکيده و رنجورش وقتي که با او در بستر ،براي آمدن به مسجد، وداعي موقت گفته بود.
به خانه رسيد ... چه خانه‌اي؟ چه سرايي؟
بوستان بي سرو و صنوبر با بيابان و کوير چه تفاوتي دارد؟
و خانه علي بي فاطمه کجا به خانه شباهتی دارد؟
فاطمه در بستر افتاده است.
همو که پدر معصومش(ص) که عصاره همه خوبي‌هاي عالم بود در باره او گفته بود، «فاطمه فرشته‌اي انسان‌نما است. هر وقت به بوي بهشت مشتاق مي‌شوم او را مي‌بويم» همو که رسول خدا با صداي بلند درباره‌اش گفته بود: «فاطمه پاره تن من است ... هر کس او را بيازارد، خدا را آزرده است و هر کس او راضي کند، خدايش را خشنود کرده است» ... .عالم عارفی با اشک این جملات پیامبر را می خواند بعد زیر لب ، حلقه نفیس اشکی در چشم ،می فرمود:کاش پیامبر(ص)این جملات را نمی فرمود !
سفارش‌هاي آخرين فاطمه، چون تير‌هاي سه‌شعبه بر سينه پردرد علي(ع) مي‌نشيند وقتي که از او مي‌خواهد تن نحيفش را شبانه غسل و کفن کنند و به خاک بسپرند، وقتي که وصيت مي‌کند ظلم‌کنندگان بر او و شويش، حق شرکت در تشييع او را ندارند، وقتي که ملتمسانه از او مي‌خواهد که پيکرش را در تابوتي مخصوص بگذارند تا چشم نامحرمی بر او نیفتد.
در شگفتم از تاريخ که شهادت علي(ع) را در بيست‌ويکم رمضان ثبت کرده است در حالي که هر کس از عشق لايزال علي به همسرش آگاه است، مي‌داند که علي(ع) در شب شهادت همسر باوفايش دنيا را ترک کرده بود! و پيش از آن‌که ضربت تيغ زهراندود «ابن‌ملجم مرادي» با فرق قرآن ناطق علي(ع) استخاره کند تا سرنوشت شوم خویش را رقم زند، شمشير غربت زهرا «شق ّ القمر» کرده بود.

علي همه هستي‌اش را کفن کرد. حسن(ع) و حسين(ع) و زينب(س) مادر را رها نمي‌کنند. خود را بر جسم تکيده مادر انداخته‌اند و زندگي را بي او نمي‌خواهند.
نمي‌دانم شايد هم به علم امامت مي‌دانند که شهادت او سر آغازي بر سلسله بيدادي است که بر آل‌الله(ع) خواهد رفت.
دست‌هاي فاطمه به حرکت درمي‌آيد و حسنين و زينب در آميزه غليظي از بهت و اندوه خود را دوباره در چمبره گرم دست‌هاي مادر مي‌بينند!
خدايا اين زن کيست که هر گاه بخواهد قالب تهي مي‌کند و هر وقت اراده کند که به تخته بند تن خاکي‌اش برگردد کسي از ملائکه خدا جسارت منع او را دارد؟ ...
شیعیان علی ! خانه علي امشب خاموش است.
سو سوي نوري اگر هست، شمعي است افروخته در شام غريبان فاطمه(س) و گرداگردش( به قول فرزند زهراي اطهر، خميني بزرگ(ره))، «زبدگان اولاد آدم» جمعند.
کار علي از امروز گريه‌هاي بي‌صدا بر مزار خاموش زهراست.

کودکانش که به خواب مي‌رفتند، مولای غریب ما ، آرام و بي صدا، شمعي در دست بر مزار فاطمه مي‌رفت و تا پيش از طلوع آفتاب بر مزارش مي‌نشست، چه کسي مي‌داند شايد علي(ع) درددل‌هايش را که در هنگام حيات فاطمه(س) با او بازگو نمي‌کرد (همچنان که زهرا(س) پهلوي شکسته‌اش را از او پنهان کرده بود) اکنون بي‌پروا با او در ميان مي‌گذاشت تا تاريخ هم از تشخيص اين‌که کدام يک از ديگري مظلوم‌ترند، متحيّر و مردّد باقي بماند.
در تاريک و روشن صبح علي بر‌مي‌خاست و مي‌گفت: فاطمه جان شبي ديگر هم بي تو گذشت ..." خدايا از درياي بي‌نهايت عشق علي(ع) به فاطمه(س) و وفاي فاطمه(س) به علي(ع) و از کرامت علي(ع) در چشم زهرا(س) و حرمت فاطمه(س) نزد علي(ع) رشحه‌اي و قطره‌اي بر زندگي شيعيان علي(ع) ببخش.
آمين يا رب العالمين.

منبع:خانه خاموش علی (ع)

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:19 توسط بنی فاطمه |

امام حسن بن علی عسکری (ع) یازدهمین امام شیعیان، در سال 232 هجری به دنیا آمد و در هشتم ربیع الاول سال 260 رحلت کرد. آن حضرت پس از رحلت پدر، در سال 254، عهده‏دار امامت‏شد و در سن بیست و هشت‏سالگی رحلت کرد.

زمانی که متوکل عباسی، امام هادی (ع) را به سامرا آورد، خانواده آن حضرت نیز همراه وی بودند. در تمام این مدت، امام عسکری (ع) نیز در سامرا بود و هم چنان تا رحلت در همین شهر زندگی می‏کرد. آن حضرت در این مدت تحت نظر حکومت‏بوده و به ایشان توصیه شده بود که همچون افراد تبعید شده، حضور مداوم خود را به اطلاع حکومت‏برساند. افزون بر آن، بر وی بود تا هر دوشنبه و پنجشنبه در دار الخلافه حاضر شود.

ارتباط شیعیان با امام، بیشتر در میانه راه و یا از طریق خادمان ایشان صورت می‏گرفت. به شیعیان، توصیه شده بود که به صورت آشکار با امام تماسی نداشته باشند. امام به دلیل موقعیت‏خانوادگی و علمی خود، مورد احترام و علاقه مردم بودند. با این حال، این مانع از آن نبود که حکومت مزاحم ایشان نشود. یک بار در سال 256 در زمان مهتدی و بار دیگر در زمان معتز(به احتمال در سال 258) امام عسکری (ع) زندانی شدند. خبر دیگر حاکی است که امام در سال 259 هجری نیز در زندان بوده است.


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 1:29 توسط بنی فاطمه |

می دانید چرا به امام جعفر علیه السلام، "صادق" می گویند؟!

صادق یعنی راستگو و به امام ششم لقب صادق داده اند چرا که در امامت خود راست می گفت در مقابل جعفر کذّاب است که ادّعای امامت می کرد ولی امام واقعی نبود: امام دروغین!

جعفر کذّاب برادر امام حسن عسکری (علیه السلام) است که پس از رحلت آن حضرت ادّعای امامت کرد و او را کذّاب گفتند. امام علی نقی علیه السلام درباره او فرمود: حذر کنید از پسر من جعفر که به منزله پسر نوح است! إنّه لیس من اهلک، انّه عمل غیرصالح؛ همانا او از اهل تو نیست و همانا او کار ناشایستی انجام داد.» 1

ابو خالد کابلی از حضرت امام زین العابدین اسامی ائمه را می پرسید به نام حضرت صادق (ع) که رسید عرض کرد: همه شما صادقید (راستگو هستید) چرا او را " صادق" می گویند؟ امام فرمودند: «چون پنجمی از اولاد او نیز جعفر نام دارد ولی دروغ می گوید و ادّعای امامت دارد! 2

 1- هزار و یک نکته، ص 746

2- فضایل و سیره چهارده معصوم (ع) در آثار استاد علامه حسن زاده آملی، ص 354.

لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 13:51 توسط بنی فاطمه |

روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی در شهر سامراء بود خبر شهادت امام عسکری علیه السلام در عنفوان شباب همه جا را فراگرفت.

بازارها تعطیل شدند و مردم شتابان و گریان به سوی خانه امام رفتند. مورخان این روز غمبار را به روز قیامت تشبیه کرده اند، چرا که توده های محرومی که مهر و محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام همیشه در خود نهان می داشتند، آنروز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند.

آه که اهل بیت نبوت در راه تحکیم شالوده های دین و نشر ارزشهای توحید چه رنجها که متحمل نشدند...

چه خونها که از آنان نریختند و چه حرمتها که ندریدند و حقوق و قرابت آنان را به رسول خدا رعایت نکردند...

براستی محنت اولیای خدا در طول اعصار چه بی شمار بوده و پایگاه و پاداش آنان در پیشگاه پروردگار چه بزرگ است!

این امام بزرگواری که اینک از دنیای آنان رخت برمی بندد در حالی که هنوز از عمر مبارکش 28 سال نگذشته، با انواع محنتها دست و پنجه نرم کرد، از عهد متوکل ستمکار و فرومایه که دشمنی علیه اهل بیت رسالت را سرلوحه کار خویش قرار داد و مزار ابی عبدالله الحسین(ع) را ویران کرد تا دوران مستعین که به خاطر کینه ورزیدن به خاندان پیامبر(ص) آن حضرت را نزد یکی از سرسخت ترین مردانش زندانی کرد. ( این مرد اوتاش نام داشت که بعداً پس از دیدن پاره ای از کرامتهای امام، به امامت آن حضرت ایمان آورد) همین خلیفه، در دوران خویش نزدیک بود امام را بکشد اما خداوند او را فرصت نداد و وی از خلافت برکنار شد.

همچنین معتز در روزگار خویش می کوشید امام را دربند کند لیکن آن حضرت به درگاه خداوند تضرع کرد تا آنکه معتز نیز از دنیا رفت.

حتی در روزگار مهتدی امام از آزار وی در امان نبود، او می کوشید امام را در تنگنا قرار دهد تا آنجا که زندانی اش کرد و قصد کشتنش را نمود. لیکن امام به یکی از اصحابش به نام ابوهاشم اطلاع داد که :

" ابوهاشم! این ستمگر، قصد کرده مرا امشب بکشد، اما خداوند عمر او را کوتاه گرداند. مرا فرزندی نیست و خداوند بزودی مرا فرزندی عطا خواهد فرمود."(1)

بالاخره آنکه آن حضرت در دوره معتمد همواره تحت آزار و اذیت قرار داشت تا آنکه به دست وی به زندان افتاد.

امام عسکری(ع) بیشتر مدت رهبری خویش را در دشواری و سختی گذراند و اکنون زمان وفات آن حضرت رسیده است: آیا امام به مرگ طبیعی وفات یافت؟ یا آنکه توسط زهر به شهادت رسید؟

زهر یکی از مشهورترین ابزارهای ترور در نزد زمامداران آن عهد بوده و ترس آنان نسبت به وجود رهبران دینی محبوبی مثل امام آنها را وا می داشته که با اتخاذ این روش ایشان را تصفیه کنند.

دلیل دیگر ما بر اتخاذ این شیوه از سوی خلیفه، طرز برخورد آنان با امام به هنگام بیماری اش می باشد. خلیفه به پنج تن از افراد مورد وثوق خویش گفته بود که در طول مدت بیماری حضرت، همواره با او باشند. وی همچنین عده ای پزشک به خاطر آن حضرت طلبیده بود تا وی را شبانه روز همراه باشند...(2)

علت این امر چه بود؟ دو علت می توان برای چنین رفتار شگفت آوری پیدا کرد:

نخست: برائت جستن از مسئولیت ترور امام در برابر توده ها بر حسب ضرب المثلی که در میان سیاستمداران معروف است: او را بکش و زیر جنازش اش گریه کن...

دوم: همه مردم و بویژه زمامداران می دانستند که ائمه اهل بیت (ع) همواره از احترام بسیار توده های مردم برخوردارند و شیعه بر این باور است که امامت در میان آنان یکی پس از دیگری منتقل می شود. و اینک این امام یازدهم است که می خواهد از دنیا رخت بربندد. بنابراین باید حتماً او را جانشینی باشد، اما این جانشین چه کسی است؟

خلفای عباسی پیوسته می کوشیدند به هنگام شهادت یکی از ائمه پی ببرند که جانشین او کیست؟ به همین علت ائمه (ع) نیز به هنگام احساس خطر بر جانشین خود او را پنهان می کردند تا وقتی که خطر از بین برود.

از دیگر سو احادیثی که درباره حضرت مهدی(عج) وارد شده، از خاور تا باختر را فراگرفته است و دانشمندان می دانند که مهدی دوازدهمین جانشین است و اگر بگوییم که زمامداران عباسی چیزی از این احادیث نمی دانستند، نامعقول می نماید. از همین روست که می بینیم آنان پیوسته و با هر وسیله ای می کوشند تا نورالهی را فرو نشانند اما هیهات...

به این دلیل است که معتمد عباسی، به هنگام شدت گرفتن بیماری امام تدابیری استثنایی می اندیشد.

پس از آنکه امام چشم از جهان فرو می بندد، معتمد دستور می دهد خانه او را بازرسی کنند و کنیزانش را زیر نظر بگیرند. او نمی دانست خداوند خود رساننده فرمان و کار خویش است و امام منتظر بیشتر از پنج سال است که به دنیا آمده و از دید جاسوسان مخفی شده است و برگزیدگان شیعه با وی بیعت کرده اند...

بدین گونه امام بواسطه زهر معتمد شهید شد.(3)

امام عسکری(ع) توسط امام زمان(عج) غسل وکفن شده و توسط امام زمان در همان اقامتگاه شریفش در شهر سامراء، در کنار مزار پدر بزرگوارش، به خاک سپرده شد که تا امروز نیز زیارتگاه مسلمانان است. درود خدا بر او باد روزی که زاده شد و روزی که به شهادت رسید و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد... و درود خدا برهوا خواهان و پیروان او تا روز رستاخیز.

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 13:51 توسط بنی فاطمه |

زمزمه‏های مرثیه‏گون کوچه‏های مدینه را یک به یک می‏پیماید. خویشاوندی نخل‏های مدینه با داغ، زجرآورترین تصویر است. از گلوی اندوهگین هر واژه، نیزارهای ماتم می‏چکد. مسجد از صدای روح‏نواز گل خالی است.

ضجه در محراب ریشه دوانده است. منبر، در محوطه اشک نشسته است. تمام دقایق بیست و هشتم صفر، خزان است و وجب به وجب مدینه، تبدار این سفر. سینه‏های پرغم احادیث، برای «قال النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »ها اشک حسرت می‏ریزند.

کنار مولا، چیزی جز غربت نیست. ناگهانی از بی‏رمقی رخ نموده است. پیرامون زهرا علیهاالسلام ، اندوهی وسیع پا گرفته است؛ آن‏چنان که هیچ چشمی ندیده است. اشک‏های غلطان مدینه با ناله‏های «ام ابیها»یی هم‏سو شده است.

بی‏شهد نبوت، روزگاری تلخ، ذائقه دین را پر کرده است. کینه‏ها و لقمه‏ای از خیبر، زهر در شریان دقایق ریخته است. همیشه و در هر مقطعی، همان‏گونه که پیامبری از صبح می‏گوید، عده‏ای از تبار ابوجهل‏ها هستند که با چرکینی شب، خو می‏گیرند. اما ما، بی‏نگاه رحمت‏گستر واپسین پیامبر، کدام لحظه را تاب بیاوریم؟

بی‏صدای عطوفت‏زای او، به کدام سو پناه بجوییم؟ «اللهُمَّ إنا نَشکُو اِلَیکَ فَقْدَ نَبیِّناً صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »

بیست و هشتم صفر، یعنی ضمیمه شدن عطری بدیع به آسمان، و چه محروم است زمین که فروغ یگانه خود را از دست داده است.

بیست و هشتم صفر، روز سیاه‏پوشی قبیله‏های سادگی و فروتنی است.

چه باید کرد که همیشه پیرو هر داغ، حلیفی جز شکیبایی نیست!

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 18:33 توسط بنی فاطمه |

آنچه از من خواستی با کاروان آورده‏ام

یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده‏ام

از در و دیوار عالم فتنه می‏بارید و من

بی‏پناهان را بدین دارالامان آورده‏ام

اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست

کاروان را تا بدین‏جا با فغان آورده‏ام

تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم

یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده‏ام

قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش‏تر است

چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده‏ام

دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود

از برایت دامنی اشک روان آورده‏ام

تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم

یک نیستان ناله و آه و فغان آورده‏ام

تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو

در کف خود از برایت نقد جان آورده‏ام

تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد

گوشه‏ای از درد دل را بر زبان آورده‏ام

محمدعلی مجاهدی (پروانه

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:11 توسط بنی فاطمه |

آن هنگام در غروبگهان كه سر شاخه هاى سرفراز نخل به نوازش نسيم،سر بن گوش يكديگر مى نهند،نشيد حماسه ى آرام زندگانى تو را نجوا مى كنند...و پيام بيدادها كه بر تو رفته است، با نسيم پيام آور،مى گزارند...

آن هنگام در بهاران كه بغض مغموم و گرفته ى آسمان،مى تركد و رگبار سرشك ابر،سرازير مى شود،اين اشك اندوه پيروان ستم كشيده ى توست كه به پهناى گونه ى تاريخ بر تو گريسته اند...آه اى امام راستين و بزرگ!

پرده هاى ستبر سرشك،ما را از ديدن حماسه ى مقاومت و پايدارى و سر انجام جانسپارى تو در راه حق،باز نخواهد داشت و اگر بر تو مى گرييم،ايستاده مى گرييم تا ايستادگى تو را سپاس گفته و هم تاريخ و هستى،پيش پاى مقاوم تو،به احترام برخاسته باشيم.


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 11:45 توسط بنی فاطمه |

زین وداع آتشین، کز شهر قرآن می‌کنی

آستان وحی را ، بی تاب و حیران می‌کنی

ای که با جمعی پریشان ، از مدینه می‌روی

قلب زهرا را ، ز حال خود پریشان می‌کنی

تا ابد بنیاد غم ، از غصه ات ماند بپا

کاخ شادی را چرا با خاک یکسان می‌کنی ؟

ای که مصباح هدایت هستی و فلک نجات

از چه با این اشکها ایجاد طوفان می‌کنی ؟

با عزیزان می‌روی و ، زادگاه خویش را

پیش چشم فاطمه ، خالی ز جانان می کنی

سینه بشکسته او ، رفت از یادش دگر

با دلی بشکسته هجران را چو عنوان می‌کنی

مصطفی را قصه پیراهنت مدهوش کرد

زینب از این پیرهن بردن ، پشیمان می‌کنی

ای ذبیح کربلا ، جانها فدای حج تو

ای که خود را در منای عشق ، قربان می‌کنی

در طوافت کعبه بر گرد تو می گردد حسین

کآمدی ، در بیت حق ، تجدید پیمان می کنی

اشک بیت الله می‌جوشد ، ز چشم زمزمش

از حرم ، ثارالها ، تا قصد هجران می‌کنی

کعبه بگرفته ست دامانت ، که برگرد ای حسین

این حرم را ، ز فراقت ، جسم بی جان می‌کنی

مروه گردد بی فروغ و ، بی صفا گردد صفا

کربلا خوش باد ، کآنجا را گلستان می‌کنی

نهضت خونین تو ، سرمشق آزادی بود

بهترین تعلیم را ، از درس قرآن می‌کنی

جان فدای تربت تو ، ای طبیب جسم و جان

درد عالم را به درد خویش درمان می‌کنی

ابر رحمت می شود ، این چشمه اشکت ( حسان )

ز آن ، تاریک قبرت ، نور باران می‌کنی

لينك ثابت نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 13:16 توسط بنی فاطمه |

كسی كه بود شكافنده‌ی تمام علوم

هزار حیف كه از زهر كینه شد مسموم

سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله

وصّی پنجم تو كشته شد، ولی مظلوم

گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند

گهی به خانه‌اش از كینه خصم برد هجوم

بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش

همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم

به غربت علی و خاندان او سوگند

امام ما ز جهان رفت با دلی مغموم

هماره قصه مظلومی‌اش به خاك بقیع

بود ز غربت قبرش برای ما معلوم

ز دردهای نهانی كه بود در دل او

كسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم

حیات او همه با درد و رنج و غصه گذشت

كه بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم

نه طاقت است زبان را به وصف غم‌هایش

نه قدرت است قلم را كه تا كند مرقوم

بگو به امت اسلام، این سخن (میثم)

به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم

                                                                                               غلامرضا سازگار

لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 8:35 توسط بنی فاطمه |

قرن دوم و سوم هجری برهه‎ای حساس و پرتلاطم در تاریخ شیعه است . شیعیان پس از روزگاری دشوار در مسیر پرتلاطم جریان‎های فكری و عقیدتی قرار داشتند و در برابر هجوم ظالمانه دشمنان پایداری می‎كردند. حضرت امام جواد علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش، حضرت امام رضا علیه السلام در خردسالی، در سن هفت سالگی زمام قافله امت را به دست گرفت و به امامت رسید. امام جواد علیه السلام نخستین امام شیعیان است كه در خردسالی به امامت رسید. این مساله بر اثر طعن مخالفان و توطئه ظالمان مایه حیرت و سرگردانی برخی از شیعیان بود. آنان كه از دسترسی به ساحت حضرت امام محروم بودند، با گونه‎ای تنش و اضطراب فكری مواجه شدند، اما بر اثر خودگرایی شیعه و ایمان ژرف به مفهوم سترگ امامت اندك اندك از حجم ابرهای تیره تردید و تزلزل كاسته شد.(1)
ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 12:23 توسط بنی فاطمه |

آن حضرت روز پنج شنبه يا جمعه ، 11 ذى القعدة ، سال 148 هجرى قمرى (1)، يك سال پس از شهادت امام جعفر صادق عليه السلام در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود؛ و با ظهور نور طلعتش جهانى را روشنائى بخشيد.

نام : علىّ، صلوات اللّه و سلامه عليه .(2)

كنيه : ابوالحسن ثانى ، ابوعلىّ و... .

اءلقاب : رضا، صابر، زكىّ، وفىّ، ولىّ، رضىّ، ضامن ، غريب ، نورالهدى ، سراج اللّه ، غيظ المحدّثين ، غياث المستغيثين و... .

پدر: امام موسى كاظم ، باب الحوائج إ لى اللّه عليه السلام .

مادر: شقراء، معروف به خيزران ، امّ البنين ، و بعضى گفته اند: نجمه بوده است .

نقش انگشتر: حضرت داراى سه انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتيب عبارتند از:


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 22:4 توسط بنی فاطمه |

جلوه‏هاى صدق اهل‏ بیت‏علیهم السلام در صادق‏ این خاندان به صورت ویژه بروز یافته است. این جلوه‏ها را در رفتار آن حضرت بهترمى‏توان درك كرد. آنچه بیشتر رواج یافته، ذكر« قال الصادق‏»هاست كه به حق زیرساخت ‏فكرى، فقهى و كلامى شیعه را تشكیل داده ‏است اما در كنار توجه به گفته‏هاى آن‏ حضرت، فصلى ‏براى تامل و توجه در رفتارهاى آن امام ‏علیه السلام و بهره ‏گیرى عملى از این رفتارها فصل دیگرى را هم باید گشود .

آنچه در این نوشتار مى‏آید، بخشى از سيره عملي امام صادق‏ علیه السلام را منعكس مى‏سازد.


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 20:31 توسط بنی فاطمه |

فضيلت بقيع

در فضيلت بقيع احاديث و روايات متعددي از پيامبراکرم  نقل گرديده است از جمله اينکه در حديثي فرمودند: ”از بقيع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند.”

و در حديث ديگر آمده است که رسول خدا  در بقيع حضوريافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب مي‌کردند: “درود بر شما، خداوند ما و شما را بيامرزد شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم در پي شما خواهيم آمد.”


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 10:17 توسط بنی فاطمه |

از جمله فضیلت‎ها که شیعه و سنی آن را در مورد حضرت علی علیه السلام قبول دارند آنست که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

قال رسول الله علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیٍّ و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض یوم القیامة .(1)

«علی با حق است و حق با علی است، از هم جدا نمی‎شوند تا در حوض کوثر پیش من آیند.»

و در نقل دیگر فرمود:

علیٌّ مَع الحقّ و الحقّ مع علیٍّ و الحقّ یَدورُ حَیثُما دارَ عَلیٌّ .(2)

علی با حق است، و حق با علی است، هر جا که علی برود حق هم با او می‎رود (یعنی علی علیه‎السلام محور حق است.)

 پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج 38، ص 27 – 40، بطور مشروح از شیعه و اهل سنت نقل کرده است / ابن ابی الحدید در شرح خود، ج 9، ص 88، ذیل خطبه 144 گوید: «ثبت عندی أنّ النّبی صلی الله علیه و آله و انّ الحقّ یدور معه حیثما دار» / الغدیر، ج 3، ص 176.

2- بحارالانوار، ج 38، ص 27 – 40 بطور مشروح از شیعه و اهل سنت نقل کرده است / ابن ابی الحدید در شرح خود، ج 9، ص 88، ذیل خطبه 144 گوید: « ثبت عندی أنّ النّبی صلی الله علیه و آله قال انّه مع الحقّ و انّ الحقّ یدور معه حیثما دار»/ الغدیر، ج 3، ص 176.

 منبع:امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 2:9 توسط بنی فاطمه |

«انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر. ان شانئك هو الابتر»

نخستین مظهر و نشانه‏ی كوثر كه بر دامان پاك فاطمه‏ی اطهر (س) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‏ای از تجلی مقدس‏ترین پدیده‏ای كه از خجسته‏ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) گردید. همان لؤلؤی كه از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت‏ به ظهور پیوست و معجزه‏ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان‏». (1) را تجسم بخشید و كلام خدا در كلمه‏ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاكیان و جلوه‏ای برافلاكیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‏ای زهرایی كه عصای فرعون كوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‏ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شكیبایی تضمین كرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مكتبش از خاك گرم مدینه به همه سوی جهان جهت‏یافت و با همه‏ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت‏بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی بقعه; در جوار جده‏ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه‌السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. (2)


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 3:2 توسط بنی فاطمه |

قال الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم‏السلام: إنَّ رَسولَ الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خَطَبَنا ذاتَ یَومٍ فَقالَ:   

«أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَیكُم شَهرُ الله‏ِ بِالبَرَكَةِ وَالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ، شَهرٌ هُوَ عِندَ الله‏ِ أفضَلُ الشُّهورِ، وَ أیّامُهُ أفضَلُ الأَیّامِ، و لَیالیهِ أفضَلُ اللَّیالی، و ساعاتُهُ أفضَلُ السّاعاتِ .   

هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ الله‏، و جُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ كَرامَةِ الله، أنفاسُكُم فیهِ تَسبیحٌ، و نَومُكُم فیهِ عِبادَةٌ، و عَمَلُكُم فیهِ مَقبولٌ، و دُعاؤُكُم فیهِ مُستَجابٌ .   

فَاسأَلُوا الله‏َ رَبَّكُم بِنِیّاتٍ صادِقَةٍ و قُلوبٍ طاهِرَةٍ أن یُوَفِّقَكُم لِصِیامِهِ و تِلاوَةِ كِتابِهِ؛ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ الله‏ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ... (1) 


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 2:9 توسط بنی فاطمه |

شیعه یعنى شوق، یعنى انتظار

صاحب آیینه تا صبح بهار

شیعه یعنى صاحب پا در ركاب

تا كه خورشید افكند رخ از نقاب

فاش مى‏بینم ملائك صف به صف

این غزل خوانند با تنبور و دف


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 3:25 توسط بنی فاطمه |

مرا با عشق عترت زاده مادر
مرا شیر مَحبت داده مادر
نباشد لَنگ در محشر كُمیتم
كه من از دوستان اهلبیتم
شدم از خردسالی بی اراده
ارادتمند، بر این خانواده
سر این سفره عمری ریزه‌خوارم
ولینعمت بجز ایشان ندارم

ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 2:20 توسط بنی فاطمه |

آرزویت در دنیا چیست؟

 فقیری به حضور امام كاظم (علیه‌السلام) آمد و عرض كرد: "تهیدست هستم مرا از تهی دستی و فقر نجات بده، اگر صد درهم پول داشته باشم، با تجارت و خرید و فروش خود را از فقر و ناداری نجات می‌دهم ".

امام كاظم (علیه‌السلام) با روی خوش و لبخند، به او فرمود: "من از تو یك سؤال می‌كنم، اگر پاسخ صحیح دادی، ده برابر خواسته تو را به تو خواهم داد".

فقیر عرض كرد: بپرسید.


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 2:12 توسط بنی فاطمه |

من از ازل به مهر علي خو گرفته‌ام 

                          درس خداشناسي و نيرو گرفته‌ام

ار مرشد طريقت خود شاه لافتي   

                               خوي محبت از کرم او گرفته‌ام


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 1:9 توسط بنی فاطمه |

امام محمد تقی(ع) را به خاطر دست بخشنده‌‌ای که داشت جواد می‌خواندند . آن امام بزرگوار به عنوان پاسدار حریم وحى از تفسیرهاى نابه‌جا و غیرعقلانى آیات قرآن جلوگیرى و علما و اندیشمندان را برای فهم صحیح آیات راهنمایى مى‏کرد.

قرن دوم و سوم هجری زمانی حساس در تاریخ شیعه است . شیعیان پس از روزگاری دشوار در مسیر پرتلاطم جریانهای فکری و عقیدتی قرار داشتند و در برابر هجوم ظالمانه دشمنان پایداری میکردند.


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 19:28 توسط بنی فاطمه |

امام محمد باقر علیه السلام :

" زبان، كلید هر خوبی وبدی است. سزاوار است كه مومن بر زبان خود مُهر زند، چنانكه بر طلا و نقره اش مُهر می زند."(1)

امام محمد باقر علیه السلام چهار سال پیش از واقعه عاشورا در سال 57 هجری، از پدر و مادری علوی ( امام سجاد و دختر امام حسن مجتبی علیهما السلام) در مدینه، چشم هستی را به جمال خویش روشن نمود.

درباره روز ولادت ایشان اختلاف است. برخی میلاد آن حضرت را سوم صفر و برخی اول رجب گفته اند.(2)


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:44 توسط بنی فاطمه |

قرآن: حضرت فاطمه‏ى زهرا(س) تنها زن معصوم اسلام است كه عصمت او ريشه قرآنى و حديثى داشته و تاريخ زندگى پرافتخارش شاهد بزرگي عصمت ايشان است.


در قرآن نام هيچ يك از معصومين(ع) غير از پيامبراسلام(ص) به طور صريح و روشن نيامده است اما آيات زيادي در شأن اهل بيت پيامبر اكرم (ص) است كه حضرت فاطمة الزهرا(س) يكي از مصاديق بارز آن است.


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 2:10 توسط بنی فاطمه |

 

اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض بركات‌ها و ردّ كل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان.(1)

ترجمه:


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 0:16 توسط بنی فاطمه |

رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏دانست كه بعد از او چه ظلمها و ستمهایى در حق اهل‏بیت علیهم‏السلام انجام خواهد شد؛ از اینرو براى اتمام حجّت در مواضع مختلف به اصحاب و یاران و نزدیكان سفارشاتى مى‏نمود و در مواردى هم خود اهل‏بیت را از وقایع آینده با خبر مى‏ساخت


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 16:47 توسط بنی فاطمه |

امام حسين عليه السلام گوهر تابناك و چراغ درخشاني است كه هماره بر تارك تاريخ درخشيده و خواهد درخشيد. طالبان هدايت و انسان‏هاي خسته از ظلم و تبعيض و ذلت و ستيزه، نامردمي و ناجوانمردي را به حق رهنمون ساخته و بيدار نموده است. عنصر جاودانه‏اي كه به يقين رمز ماندگاري‌اش را در الهي بودنش بايد جست. سيره‏ ارجمندش را در قرآن بايد نگريست تا به حقيقتش يا شمه‏اي از حقيقتش دست يافت. امام حسين عليه السلام نه تنها شاگرد مكتب قرآن كه عدل و شريك قرآن است از اين‏ روست كه در فرازي از زيارتنامه‏ شريفش مي‏خوانيم: «السَّلامُ عَلَيكَ يا شريكَ القُران؛(1) سلام بر تو اي شريك قرآن» و در حديث «ثقلين» نيز همدوشي امام(ع) به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گرديده است.
ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:34 توسط بنی فاطمه |

طوبی لمن ادرک ایامه و سمع کلامه"؛ خوشا به سعادت کسی که روزگار او را درک کند و اوامر او را گوش فرا دهد.

(امام حسن مجتبی علیه السلام)

روزگار پرآشوب عهد امام حسن مجتبی علیه السلام موجب شد که شیعیان نتوانند احادیث فراوانی از آن حضرت بشنوند و برای نسل های بعدی روایت کنند، از این رهگذر روایات مربوط به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز از آن حضرت کمتر روایت شده است که آنچه به دست ما رسیده در اینجا می آوریم:


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 14:50 توسط بنی فاطمه |

پیش گفتار

بارالها محبت‏شورانگیز آل محمدصلی الله علیه وآله وسلم را در سرشت کائنات با قلم تکوین نگاشتی، به گونه‏ای که هر جا نسیمی عطرآگین می‏وزد، بوی خوش آل محمدصلی الله علیه وآله وسلم را به مشام می‏رساند و همانگونه که محبت آنان را در دل قرار دادی، اطاعتشان را نیز واجب کردی (1) و آنان را برای اقامه قسط و عدل وداد،ازآغاز وجودتا روز رستاخیز،برانگیختی. (2)


ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:24 توسط بنی فاطمه |